عاشورا، نماد مردم سالاری دینی
15 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

عاشورا، نماد مردم سالاری دینی

به نام خدا

 خداوند متعال به مومنین وعده داده است که آن ها را در زمین مسلط گرداند(نور/55) و آن ها را وارث زمین نماید(قصص /5) لیکن این مهم اگر بخواهد به نتیجه برسد مستلزم شرایطی است که باید فراهم شود.

در تاریخ هیچ فردی در ظلم فرعونیان بر مردم تردید ندارد اما آیا می توان گفت مردم خود در به حاکمیت رسیدن فرعونیان شریک هستند و در واقع به نوعی شریک جرم هستند یا خیر؟

صد البته از نقش خواص و نخبگان نباید غافل شد که آن ها تاثیر بسیاری در زمینه سازی به قدرت رسیدن فرعونیان دارند اما باید مجددا سوال پرسید آیا مردم نیز در این چوگان نقشی داشته و دارند یا خیر؟

اگر نیک به تاریخ بنگریم تنها کسی که توان مقابله با فرعونیان را پیدا کرد حضرت موسی بود که توانست مردم بنی اسرائیل را با نور و قدرت الهی بر فرعونیان بشوراند و از ستم چندین ساله قبطیان برهاند و تا زمانی که آن ها تحت ولایت حضرت موسی بودند و سرپیچی از فرمانش را نداشتند برکات الهی بر آن ها نازل گشته و از شکافته شدن دریا تا رسیدن "من و سلوی" متنعم شدند. اما زمانی که آن حضرت به کوه طور رفت و گوساله سامری نمایان شد همان مردم ارتجاع را پذیرفته و پس از آن مورد غضب قرار گرفتند که البته با توبه بهنگام از عذاب الهی در امان ماندند.

سپس برای تحقق وعده الهی که حکومت بر زمین بود موسی از آن ها خواست که شامات را ترک کرده و به سرزمین مقدس بروند. بنی اسرائیل وقتی ملاحظه کردند که در آنجا افرادی تنومند حضور دارند، سست شده و بهانه کردند که موسی تو با خدای خود به جنگ با آن ها برو ما در اینجا نشسته ایم!(مائده/24) در این هنگام بود که عذاب الهی برآن ها نازل شد و برکات از بنی اسرائیل برداشته و به مدت چهل سال سرگردان شدند. (مائده/26)

از این ماجرا برداشت می شود که تسلط اهل ایمان بر زمین قائم به فرد نبوده و قطعا بهانه های بنی اسرائیل این مهم را برآورده نمی کرده بلکه تمام آن منحصر در اراده مردم بوده است که آن هم در گرو آگاهی دادن به مردم است که فراموش نکنند همان خدایی که نیل را شکافت، می تواند آن ها را بر سایر قدرتمندان مسلط گرداند.

بنابراین می توان تفاوت بین انبیا و طواغیت را این گونه دانست که طاغوت برای رسیدن به قدرت باید مردن را در جهل نگاه دارد و انبیاء ابتدایی ترین حرکاتشان را با آگاهی بخشی به مردم آغاز می کنند.

حکم رانی فرعونی غرب

امروزه در غرب و تمدن غربی بنای خویشتن را به ظاهر بر آگاهی دادن به مردم و نیز دخالت دادن آن ها در تعیین حاکمیت یا همان دموکراسی گذاشته اند.

این مبنا اگر چه ظاهری بسیار زیبا و دهان پرکن دارد اما اگر به واقعیت بنگریم مساله ای متفاوت درمیابیم.

عصر اطلاعات را نباید عصر آگاهی دانست، زیرا باید امروز را عصر بمباران اطلاعات دانست که فراوانی آن مانع از تفکر می شود. همان تفکری که لحظه آن با هفتاد سال عبادت برابری می کند و به فرموده امیرالمومنین آینه صافی است که حقایق را نشان می دهد(حکمت 5).

آنچه که باعث فرود آمدن عذاب بر بنی اسرائیل شد همان عدم تفکر بود که امروزه به نام اطلاعات آن را از جوامع بشری بازستانده اند تا بتوانند برآن ها حکومت کنند.

این که با تحریک شهوت مردم را سرگرم لهو و لعب نمودن و با عوض کردن ذائقه ها خواسته های مجازی را جایگزین نیازهای حقیقی مردم کردن، نمونه کاملی است از این که آنها هیچ ارزشی برای انسانیت انسان ها قائل نیستند.

با تبلیغات و برند سازی و مدل سازی حق انتخاب را از مردم گرفته تا زراندوزی شان بیش از پیش گردد و حتی در انتخابات، جایی که مردم بیشترین حضور خود در صحنه را می توانند احساس کنند، با تبلیغات های گوناگون و ساختن فیلم ها و سردادن شعارهایی فریب دهنده به گونه ای عمل می کنند که مردم در رای دادن حق انتخاب را از خود سلب کرده و رأیی می دهند که پس از انتخابات، خود از آن پشیمان می شوند و میپرسند اصلا چرا ما به او رای داده ایم؟؟

امام حسین و مردم سالاری دینی

در مقابل اگر امام حسین و راه او را بنگریم می بینیم که ایشان برای رسیدن به مقصود خودش که همان احیاء اسلام ناب محمدی بود، ذره ای تلاش نکرد که احساسات مردم را به بازی بگیرد بلکه تنها راه آن را آگاهی دادن به مردم دانست و در این راه حاضر شد جان خود را از دست بدهد.

امام حسین شاید می توانست با مذاکره قدرتی را به دست بیاورد و یا زمان خریداری کند تا در فرصتی مناسب ضربه خود را بزند.

شاید می توانست با وعده های پوچ مادی مردم را دور خود نگه دارد و یا از سوی یزید و ابن زیاد پراکنده کند اما هیچکدام را انجام ندادند. زیرا مهم ترین کار برای آن حضرت انتخاب آگاهانه توسط مردم بود. ایشان در هرجایی که حضور می یافتند تنها روشنگری می کردند و می خواستند که مردم خود با وعده های الهی آشنا شوند و بدانند آینده جهان تنها با تحقق وعده الهی آباد خواهد شد.

لذا ایشان در شب عاشورا که در یک موقعیت حساس حیاتی قرار گرفته اند و حتی یک نیرو می تواند برایشان غنیمت باشد از اصحاب خود می خواهد تفکر کنند تا انتخابی آگاهانه داشته باشند.

بنابراین اگر بخواهیم مبانی حرکت امام حسین و راه ایشان را که مبنای انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت، با نظام فرعونیان و راهشان که مبنای تمدن غرب شده است بسنجیم در میابیم که مردم سالاری در غرب شعاری بیش نیست تا به واسطه آن بتوانند توده مردم را سرگرم کنند و بر آن ها حکومت کرده و روز به روز بر قدرت و ثروت شان بیفزایند و در مقابل نظام فکری انبیاء الهی که امام حسین آن را ادامه دادند و امروز مبنای حرکت امام خمینی قرار گرفت، تنها راه محقق شدن اهداف خود را در آگاهی بخشی به مردم قرار داده تا در کنار آن به رشد و تعالی رسیده و خود آینده بهتری برای خود رقم بزنند.